|
|
|
|
|
خانوما مقدن ترن! می بینم که یه بار دیگه بهار شده و دو ماه بعد تابستونه و به دنبال اون هوا گرم میشه و روسری ها شل میشه و دستا بند میشه و اتاقایه امر به معروف تنگ . خلاصه مملکت بگیرو ببنده .... حالا چون همه جا خانوما مقدم ترن ، اینجا هم اول خانما تست میشن ، بعد آقایون! توجه **** به دلیل نزدیک شدن زمان کنکور از نوشتن پست جدید معذوریم... اینو نوشتم که نگین اینجا رو تار عنکبوت بسته |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 24 فروردین1386ساعت 22:52 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
شما هم مثل من خوش شانسین؟ تابستون بود.وسطای مرداد. هوا خیلی گرم بود.با بچه ها قرار گذاشته بودیم بریم دریا ، توو ساحل فوتبال کنیم. شایان به ذکر است که مزه ی فوتبال ساحلی به داغی ماسه اس . ساعت دو یا سه ظهر بود. رفتم خیابون ماشین بگیرم برم دریا. هوا گرم بود پس هیج کس مسافر کشی نمی کرد .... یه خورده منتظر موندم ، به ناگه دیدم یه پژو پرشیا که تووش دو تا دختر سانتی مانتال نشسته بود برام چراغ زد ... منم خسته ، نه نگفتم. گفتن بیا بالا خوشکل ... منو داری! یه استغفرالله توو دلم گفتم تا ببینم چی میشه!نشستم . گفتن ما از تیپت و چهرت خوشمون اومده با ما همکاری میکنی؟ گفتم همکاری ؟ گفتن آره ، ما رپ خونیم. می خایم توو کلیپامون ازت استفاده کنیم. خیالم راحت شد! گفتم: البته من پیشنهاد زیاد دارم ولی .... باشه قبول. خلاصه اون روز فوتبالم نرفتم، با همکارام ! رفتیم دور زدیم و در مورد کار صحبت کردیم. رفتیم یه کافی شاپ ، در مورد پول صحبت کردیم ... سر پولم به توافق رسیدیم! روز ضبط رسید! رفتم . بردنم یه خورده رو صورتم کار کردن یه لباس مزخرف تنم کردن ، گفتن برو جلو دوربین. همه چیز آماده بود. کار شروع شد قرار بود من توو تاریکی سرمو بلند کنم بعد نور زیاد بشه. همه جا تاریک بود ، رفتم صورتمو آب زدم تا اشکام پاک شه. آب زدنو از خواب پا شدن یکی شد ... بله همش خواب بود... صبح سرد زمستان بود ، منم مدرسم دیر شده بود. از اینم غصم گرفته بود که چه طوری باید آب سرد دسشویی رو به صورتم بزنم! روز خوش
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 17 فروردین1386ساعت 20:41 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه میشد چی میشد! حتی فک کردن بهش حال میده! فک کردن به چی ؟ الان عرض میکنم .... تا به حال هر چی توو زندگی خاستین گیر آوردین؟ اگه آره که دمتون گرم . اگه نه .... حالا جاشه بگیم اگه میشد چی میشد ..... یه کسی پیدا میشد یه خورده به ما پول میداد!! روز خوش |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 10 فروردین1386ساعت 20:43 توسط امين مومن پور
|
|
||