|
|
|
|
|
خوب،بد،زشت!! دروووووود.... اما مطلب این دفعه رو خیلی اتفاقی انتخاب کردم . داشتم توو وبلاگ بهزاد بلور دور میزدم که دیدم یه نفر در مورد زیبایی و زشتی داره اونجا رو شلوغ میکنه . 2 تا نظر دادم ، گفتم بقیه نظرا رو توو وبلاگم به عنوان مطلب جدید میزارم . چهره ی هرکس میتونه توو دید آدمای دیگه فرق کنه . شاید زیبا ترین آدم از دید یه بنده خدایی خیلی زشت به نظر بیاد . چون با ذائقه اش هما هنگ نیست . حالا یه سری میرن با عملای مختلف چهره ی اصلیشونو که سالها باهاش زندگی کردن و با یه چهره ی از نظر خودشون زیبا عوض می کننن . من از چهره ی این آدم خیلی خوشم میاد ولی بقیه دوستام هیچ حسی بهش ندارن . این به خاطر ذائقه ی من در مورد ترکیب چهره ی افراد هستش .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 10:43 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
دروووووووووود... این دفعه داشتم به روابط اینترنتی و چت و ... فک میکردم . احتمالا همه ی شمایی که اینجا هستین برای یه بار چت کردین . اصلا چت کردن فایده ایی داره ؟ خوبه ؟ بده ؟ ... بعضیا هم از اول با دروغ میان وسط . مثلا یه دختری با ID پسرانه میاد توو نت . این دیگه چه معنی داره . اینایی که دیدین اینجا نوشتم ، قبلا بهترشو توو سایت بنیامین محمدی که لینکش این بقل هست ( از اون نویسنده های با کلاس ) به عنوان نظر نوشته بودم . دیگه خسته شدم ... هوای اینجا هم خیلی گرمه. خیس عرق شدم تا اینو نوشتم ... بازم حرف داشتم ولی حالشو ندارم بنویسم .... شاید ادامشو توو مطلب بعدی نوشتم . شایدم ننوشتم . به خاطر همین شماره نمیزنم .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 0:46 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
بیاین بزرگ بشیم !!! دروووووووووود ... دیگه حالم خوب شده . یه مطلب اورژانسی هم زدیم . الان که دارم اینا رو مینویسم ساعت 12 : 32 شب هستش . رفتم توو نت دیدم هیچ کس آنلاین نیست ، گفتم یه مطلب توو وبلاگ بزارم . اما چرا کسی آنلاین نبود ؟
بچه ایم مگه . قهر مال بچه هاست . چون نمیتونن منطقی با هم حرف بزنن . ولی یه آدم عاقل و بالغ برای حل کردن مشکلی که با دوستش داره نمیاد وضعو با قهر کردن و حرف نزدن خرابتر کنه . میره صحبت میکنه اگه تقصیر کار بود که عذر خواهی میکنه . اگه نبود دوستش باید عذر خواهی کنه . چون تویه یه رابطه هیچ وقت یه نفر مقصر نیست . رابطه دو به دو بوده پس هر دو نفر تووش شریکن . اگه بی گناهی یکی ثابت شد ، اوون یکی گناهکار میشه .(آخرش جنایی شد !!! ) . مثل یه مسابقه ی دو میدانی که 2 نفر شرکت کننده داره . اگه یکی اول بشه اوون یکی دوم میشه .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 1:8 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
تموم شد بالا خره .... دروووووووووود ... اون یکی داداشمم که میگه این رشته رو بالا بزن اوون یکی رو پایین بزن . هر کی یه چیز میگی . گیج بودم که باید چی کار کرد . از مهشید نیکروش که لینکش این بقل هست هم خیلی ممنونم . خیلی بهم کمک کرد . یه بار خیلی با حرفش امید وار شدم . دستش درد نکنه . این پستو نوشتم که بدونین انتخاب رشته کردم . یه کم از اوون روزایه اول حالم بهتر شده ... آها ، دیروزم روز خبر نگار بود . یعنی 4 شنبه 17 / 5 /86 فعلا با این پست اظطراری بسازین تا ببینیم چی میشه . روز خوش |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 11:51 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
شیر خفته بیدار شد!! دروووووووووود ... این هفته یکی از سخت ترین و پر کار ترین هفته ها بود . مهمترین حادثه ی هفته که همه دیگه میدونین ، اعلام نتایج کنکور بود . منم نتیجه ی کنکورمو گرفتم . ولی چه فایده که اونجوری که میخاستم نشد . واقعا عجب روز عجیبیه . یه نفر خوشحال ، یه نفر ناراحت ، یه نفرم لب مرز . اونایی که رتبشون خوب شد خیالشون راحته که توو رشته ایی که میخان قبول میشن . اونایی که خراب کردن ناراحتن که باید یه سال دیگه بشینن و دوباره اوون درسایه تکراری رو بخونن . اما اوونایی که لب مرزن همیشه فکرشون مشغول . یعنی قبول میشم ، نمیشم ، ای کاش رتبم یه خورده بهتر بود و... عجب روزگاریه . یکی مثل آرش 0151 که همیشه توو نت پلاس بود رتبش خوب میشه . یکی مثل مهشید نیکروش خودمون میره المپیاد . یکی هم مثل من باید منتظر اما و اگر باشه . خیلی فکرم درگیر این قضیه شده . یعنی قبول میشم ؟!! حالا چشمک آقای سربازی رو هم که اون پشت وایساده رو هم اضافه کنین . منتظره که یه نفر قبول نشه ببردش آش خوری .. فعلا خیلی گیج میخورم . تا یه مدت بگذره ببینم چی میشه . فک کنم انتخاب رشتمو بفرستم یه خورده از فکرش در بیام . پس تا اوون روز بدروووووووووووووووووووود • روز خوش |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت 19:23 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
به منم سر بزن!! دروووووووووووود... این یه پست ویژه اس... یه جورایی پست درون وبلاگیه. من خودم الان شاید 5 یا 6 ماه هست که وبلاگ زدم. هیچ وقت نظرات وبلاگم از 15 رد نشده . فقط یه بار 25 تا نظر جمع شد اونم به خاطر این بود که کنکور داشتم نتونستم پستو عوض کنم. اون موقع که تازه شروع کرده بودم 2 ، 3 تا نظر داشتم . داشتم نا امید میشدم. گفتم آخه ما رو چه به وبلاگ . ولی گفتم بی خیال کم کم توو وبلاگ منم میان دیگه. من مینویسم یا میان یا نمیان. دیدیم بله یواش یواش نظرات بیشتر شد تا الان که خدمت شما هستم. اما من زیاد در قید و بند قیافه ی وبلاگ نیستم بیشتر دوس دارم مطلبش گیرا باشه. ولی شاید قالبشو عوض کردم.اما چی کار باید کرد که ملت بیان وبلاگ ما رو ببینن . اول گفتم که باید مطلبش پر محتوا باشه ، دزدی نباشه بهتره.من خودم با مطلب دزدی حال نمیکنم. روز خوش |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 23:53 توسط امين مومن پور
|
|
||