تبليغاتX
valahazrat.blogfa.com
a_mm1989@yahoo.com

چه جوری راضیت کنم ؟!

دروووود...
تولد . زندگی . مرگ.
این زندگی هر آدمیه . اما این زندگی چه جوری باید جریان داشته باشه. یعنی چه جوری زندگی کنیم . به نظر من مهم ترین بخش زندگی طرز زندگی کردن آدماس . اینا رو دارم میگم که به بحث رضایت از زندگی برسم .
اصلا رضایت از زندگی چه جوری بدست میاد . بدست آوردنیه یا پیدا کردنی . بعضیا میگن که آرامش در زندگی فقط در سایه ی دین و مذهب تامین میشه . یعنی کسی که از دین و مذهب دور باشه نمیتونه به آرامش و در نهایت رضایت از زندگی برسه .
اما من میگم که رضایت از زندگی با دین به دست نمیاد . با تلاش خود فرد بدست میاد . هیچ وقتم آدم به رضایت کامل از زندگی نمیرسه . به خاطر همین میره و پیشرفت میکنه تا به مقصودش برسه . یه نکته ی دیگه این که آدم نمیتونه راضی بودن از خودش و زندگیشو یه جای دیگه جستجو کنه . این خیلی مسخره اس . اصلا با عقل جور در نمیاد . یعنی من از زندگی خودم راضی نیستم ، برم مثلا توو مسجد سعی کنم که از زندگیم راضی بشم . خنده دار میشه .
 وقتی یه نفر یه هدفی رو انتخاب میکنه سعی میکنه که بدستش بیاره . وقتی که به هدفش رسید از کارش راضیه . اما همونجا تموم نمیشه . ادامه میده  و اهداف بزگتری رو انتخاب میکنه . اینه که زندگی رو جالب میکنه .

من آدمای زیادی رو دیدم که خیلی وضع خوبی دارن ولی بازم راضی نیستن . این ناشکری نیست . این یعنی اینکه این آدم دوس داره بازم پیشرفت کنه . هنوز به اوون چیزی که توو زندگی میخاسته نرسیده . هنوز از زندگی رضایت کامل و بدست نیاورده .
هر کس یه جور فک میکنه . و ممکنه با چبزای خیلی پیش و پا افتاده راضی بشه . با یه حقوق متوسط یا یه خونه . مثلا یه بچه با یه آبنبات راضی میشه که دیگه گریه نکنه . پس هر کس یه اهدافی دراه که با رسیدن به اوون اهداف به رضایت از زندگی میرسه .
من خودم در حال حاضر از زندگی راضی نیستم . چون هیچ کدوم از اوون چیزایی که میخاستم و بدست نیاوردم . ولی دارم سعی میکنم که به چنگشون بیارم . برای بدست آوردنشون دارم تلاش میکنم ، توو این تلاش چیزای زیادی یاد میگیرم و پیشرفت میکنم . پس از عمری که دارم میگذرونم راضی میشم و حسرت نمیخورم که عمرم هدر رفته چون ازش راضی بودم .

شما از زندگی تون راضی هستین ؟یعنی به همه چیز رسیدین ؟

بدرووووود


 

+ نوشته شده در  جمعه 23 شهریور1386ساعت 18:15  توسط امين مومن پور  | 

میریم که داشته باشیم ...


درووووووود...
بعد از یه غیبت کبری دوباره برگشتم . با این حالت ::: دستای دراز که روو زمین کشیده میشه . پاهای خم . یه چمدونم توو دستمه که به زور دارم خر کش میکنم . پیرهنم پاره شده . چشمای خمار . غوز کرده و سر پایین .

خوب این از وضع من . الان خوبم . مثلا این حس خستگی بود . بگذریم . دارم جفنگ میگم . هر چی اینور اونور زدم که یه چیز اینجا بنویسم ، نتونستم . از بچه ها پرسیدم چی بنویسم ، چیزای خوبی گفتن ولی من بلد نبودم .
خلاصه گفتم یه چرندیاتی مثل سابق بنویسم تا ببینیم چی میشه .
تابستونم تموم شد . این قافله ی عمر عجب میگذرد . بازم روز از نو روزی از نو میشه . پاییز میاد که خیلی باحاش حال میکنم . هم پاییز هم زمستون . آخر این هفته یه بار دیگه وابستگی ما به جماعت عرب سوسمار خور نمایان میشه . رمضان یا رمضون یا هر کوفتی که اسمش و میزارین . بازم یه فرصتی پیش اوومد که بساط مفت خوری به را بشه . ساعت کار ادارات و مدارس شد 8:30  . عجب خر توو خری . هیچی سر جاش نیست . یه وقت دیدی گفتن پول کشور زیاد شده ، 1 ماه کشور تعطیله . باور کن احتمالش هست . از ایرانی هیچ چیزی بعید نیست .
اوون مدرسه  یا اداره یا بانکی  که بخاد ساعت 8:30 شروع به کار کنه همون  بهتر که  اصلا واز نشه .
اصلا به فکر قشر محروم جامعه نیستن . مگه این بنده های خدا چه گناهی کردن که باید اینقد عذاب بکشن .
منظورم از قشر محروم،جماعت مظلوم دانشجو هستش  ( یکی منو بگیره!!).مثلا من نوعی که نه بلدم غذا دُرس کنم نه هیچی چه گلی ( گُل نیستا ، گل هستش ) به سر بگیرم . از همون اول باید عذاب بکشیم . چرا ؟ چون خودمونو با یه سری سوسمار خور قاطی کردیم .
خدا رحم کنه . از این ور بساط جمع آوری بد حجابی و ترویج بی ناموسی برچیده میشه . ولی از یه طرف دیگه میگردن ببینن کی داره توو روز غذا میلومبونه تا با شلاق بیفتن به جونش. دیگه مردم باید با سر نیزه اوو خیابونا را برن . چون خطر همیشه د رکیمنه !!!
این وسط بیشترین آسیب رو قشر محروم جامعه یعنی دانشجویان محترم ( اِهم اِهم ) متحمل میشن .
چون دانشگاه اوون زهر ماری رو که باید بده رو نمیده . ملتم میریزن توو کافه ها بعد وقتی بعد از چن روز پاتوق روزه خوری شد ،از در و دیوار مامور میریزه و ادامه ی ماجرا ...تازه ساعات کار دانشگاه ها رو تغییر ندادن . این انصافه آخه . چی بگیم .واقعا داره به دانشجویان عزیز و لذیذ!!! ظلم میشه .
خلاصه این نشد وضع زندگی . کی دیگه توو این دوره زمونه دنبال این چیزاس .البته با وضع گرانی اجناس فک کنم مردم به روزه گرفتن رو بیارن . ولی یه سوال میپرسم ، مردونه جواب بدین . اگه خاستی نظر بدی لطفا بگو که خودتم روزه میگری ؟ میخام ببینم توو این جمع خیلی کوچیک وضع چه جوریه .

حالا سال بعد این بساط روزه گرفتن میخوره به تابستون . اونوقته که ریق روزه گیرایه حرفه ایی در میاد .
دیگه بسه دیگه نه . یه کم دیگه چرند بنویسیم ، با موشک کروز میزنن پر پرمون میکنن . هیچ چیز اینجا صاحاب نداره . یه وقت دیدی رئیس بلاگفا از توو مانیتور اوومد بیرون با تانک از رووم رد شد .هر چیزی امکان داره ( نخد آقا ) . دارم صدای تانکو میشنوم .
 من فرار کنم . بدروووووووووووووووووووووووووود

روز خوش

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 1:11  توسط امين مومن پور  | 

اگه مردی بیا جلو!!!


تا به حال فک کردین که دعوا کردن چقد راحته . این همه شلوغی و ترافیک و اعصاب داغون ملت ، یه نیگا چپ یا بوق پشت چراغ قرمز یا گرفتن کرایه بیشتر کافیه تا یه دعوایه مشتی شکل بگیره که آخرش معلوم نیست چی میشه ...

اصلا از کلمه ی " ببخشید " سعی کردین استفاده کنین ؟ یه کلمه ی خیلی راحت و بی دردسر که معجزه میکنه .
اما مسئله ی مهم دیگه اینه که ما خیلی به فهش ناموسی حساسیم . یعنی خیلی حساسیما . در حد و اندازه های تیم ملی . فقط کافی یه نفر به آبجی یا ننه مون یه نکته ظریف بگه تا بریم پدر صاب بچه رو در بیاریم و با خاک یکسانش کنیم . یه جایی میخوندم که نوشته بود اونی که این فهشا رو میده نشان دهنده ی ادب پایینشه . اینم شد حرف . وقتی با چاقو تیکه تیکه شد ، اونوقت میفهمه ادب پایین یعنی چی . وقتی یارو میاد توو خیابون تموم خانواده رو مخصوصا از نوع مونثشو شخم میزنه !! انتظار دارین اوون یکی بیاد بگی چقد بی ادبه . معلومه که آخر این دعوا قتل میشه .( باورکن قتل میشه . یعنی مطمئن باش .) منم خیلی حساسم . یعنی همه حساسن . این یکی رو نمیشه فاکتور گرفت . ایرانی جماعت رو ناموس حساسه .

یکی از بدترین چیزا این چاقو لا مسبه . شاید اونی که این چاقو رو داره ، فقط برای اینه که یه کم بقیه رو توو دعوای احتمالی بترسونه . اما مگه دعوا این چیزا میفهمه یعنی چی . چاقو رو فرو میکنه ، و همه ی زندگیش خونی میشه . یه عمرم بیچاره میشه . چرا ؟ چون چاقو همراش بود .

الان بچه مچه توو جیبشون چاقو میزارن . چه چاقوهایی . کاغذ و در هوا ذره ذره میکنه . اون موقع ما اینجوری نبودیم که . یه چن تا خر و الاغ میگفتیم ، چن تا هم میزدیم در کون هم ، بعدش میرفتیم پی کارمون .
الان بچه ها یه فهشایی میدن که آدم دهنش واز میمونه ، چشاش بزرگ و گرد میشه ، ابروهاشم میره بالا ( انجام دادی ؟ آها . درسته . همینجوری میشه )

خودکشی در اسرع وقت ::: « اگه مردی بزن » ، « هنوز واسه ی این کارا زودی » ، « جرات نداری بزنی » .
اگه فهمیدین یه نفر با خودش چاقو داره و شما هم تصادفا قصد خودکشی . برین با حرص این چن تا جمله رو بهش بگین تا چاقو رو از این ور بزنه از اون ور در بیاره ، یه مرگ ساده و بی دردسر .
بیکاری مگه میری به مردم گیر میدی . هی میگه تو جرات نداری .... جرات داشتن واسه ی این آدما مساوی با خداحافظی رفیق . چرا جرات نداره ؟ حتما باید شقه شقه بشی تا بفهمی جرات یعنی چی . آخه بدی اینه که آخرش نمیبینی جرات یعنی چی !!

اگه شما هم خاصیت ارتعاشی دارین ، باید بگم که هر لحظه ممکنه بکشین یا کشته بشین ، یا بد جور چوب بخورین یا بزنین ( اگه دست بزن دارین ). میخای از طرف سبقت بگیری بهت راه نمیده . تو هم یه جا جلوش وامیستی و مثل عقاب میپری رووشو دعوا میگیری .
ماشین عقبی بهت میزنه مثل فنر میپری پایین میری پدر طرف و در میاری . اگه فهشم بشنوی که چاقو رو برمیداری و خین و خین ریزی .

اما توو این شرایط باید چی کار کرد تا دعوا شکل نگیره . یا چه جوری میشه آدم خودشو کنترل کنه( البته توو دعواهای خونگی ) :

نفس عمیق بکشیم : بهترین راه همینه . برین توو یه اتاق و نفس عمیق بکشین و به نفس کشیدن فک کنین . و فک کنین که یه جایه دیگه هستین وتا وقتی که حالتون خوب نشده بیرون نیاین .
اگه یه کم شرایط بدتر شد ، خونه رو ترک کنین و به این فک کنین که چرا این مشکل پیش اومده . با خودتون رو راس باشین . نگین همه چی تقصیر اوون بود ... تا وقتی هم حس درندگی در شما فروکش نکرده برنگردین خونه .

فکر انتقام رو هم بکلی از کله ی گرام بیرون کنین ( توو دعواها ی خیابونی هم کاربرد داره ) . اگه قرار باشه انتقام بگیرین که چه بهتر همون لحظه یه دعوای حسابی بگیرین .یا میزنی یا میخوری دیگه .
اگه شما هم چیزایی از این چیزا دارین بگین ...( چه جمله ایی شد )

روز خوش

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 1:29  توسط امين مومن پور  | 


خودم کردم که ...

دروووووووووود
اونجوری که باید،از مطلب قبل استقبال نشد . این یعنی یه زنگ خطر واسه ی من . حالا چه گلی به سر بگیریم ( گل نوشتم که توو گل یا گُل بودنش فک کنین !!!)
بر اساس آماری که به قول بهزاد بلور ( قابل توجه مهشید ) از توو ( ببخشیدا ) شرتم!!! در آوردم به این نتیجه رسیدم که برو بچ طالب مطالب سینمایی هستن . خوب اینو از اول بگین دیگه .

چه جوری شروع کنیم ؟ ولش اصلا . دیگه از سینما و این چیزا توو ایران چیزی نمونده . هر روز داره بد تر میشه . دیگه کسی نه سینما میره نه دنبال فیلم میره . بعد یه عده میان فیلم روو پرده رو با کیفیت بهتر از CD اصلش میفروشن ، یه عده دیگه هم که جنایتکار ترن میرن اون CD ها رو میخرن. شاید این چرندیات من شبیه شعار باشه ، ولی شعار نیست . حقیقته . من خودم آخرین باری که رفتم سینما فیلم دوئل و رفتم .اوونم رفتم چون تبلیغاتش داشت پدر ملتو در میاورد . اگه نمیرفتیم نا مردی بود . آره.رفتم و فقط 3 نفر توو سینما بودیم . دروغ دارم نمیگم . سینمایی که وقتی بچه بودم واسه ی یه فیلم ژاپنی یا کره ایی به نام سایه ی شوگان پر شده بود و من به خاطر اینکه قدم کوتاه بود و نمیتونستم فیلم و ببینم همیشه به داداشم میگفتم که بریم. الان  توو اوون سینما مگس پر نمیزنه . ولی چون دولتیه بسته نشده و داره همینجوری از سنگر سینما و سینما گری محافظت میکنه .

رضا کیانیان توو گرد همایی اخیری که با بقیه اهالیه سینما داشتن چیزه خوبی گفت ::::
 شمایی که با دیدن بازی ما توو فیلما،در کنار خانواده تون  لذت میبرین ، وقتی میرین CD فیلم روی پرده رو از کنار خیابون میخرین دیگه آدمایی مثل من نمیمونن که شما با دیدن بازیشون توو فیلم لذت بببرین .


این حرف خودش نبود . برداشت من بود . خودم میدونم خیلی بد مقصودشو رسوندم .  . منظورش این بود که خرجی که تهیه کننده واسه ی یه فیلم میکنه در نمیاد . نمیتونه پول بازیگرا رو بده . بنا بر این صنعت سینما به همین راحتی تعطیل میشه .

همه ی ما اینجوری هستیم . اصلا چه حسابیه نمیدونم . یه جورایی وسوسه میشیم .خودمون که در حد وفور مقصر تشیف داریم . سر چهار راه فیلم میفروشن . تو چرا خام میشی میخری .نخر اقا ، نخر. گناه که نمیشه .
 مثلا من خودم فیلم اخراجی ها و مارمولک و ... کپی شو گرفتم .ولی باید فرهنگ سازی بشه . وضع سینما ها هم باید بهتر بشه . خلاصه همه باید کمک کنن که سینما از این شرایط رها بشه .

روو CD اهنگا هم همین بحث هستا . ولی فک کنم مردم با آهنگ بیشتر را میان . مثلا اگه CD اوریجینال  آلبوم جدید منصور ، ابی ... رو بیارن بفروشن دیگه کسی دنبال کپیش نمیره که . معلومه که CD اصلش بهتره .
باور کنین اگه سینما ها از این وضعیت زاقارت در بیاد . فیلما هم یه کم سطحش بالا تر بیاد ،دوباره سینمای ایران به اوج میرسه .

حالا ببینیم با یه سری کارایی که دارن میکنن چی پیش میاد . امید است که از این وضع بهتر بشه .
پس به امید اون روز...


روز خوش

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 2:24  توسط امين مومن پور  | 

تو هم شنیدی که ...

درووووود
به نظر تو دلیلش چی میتونه باشه ؟ چه جوری بین مردم پخش میشه ؟ مردم چرا باور میکنن ؟ راه مقابله باهاش چیه ؟
همه اینا سوالایی بود که در مورد شایعه و شایعه پراکنی میشه پرسید . بی شک تا به حال ، شایعات زیادی رو شنیدین . تنها شایعه ایی که همین الان یادم اوومد ماجرای گنج پنهان شده توو یه مدل از چرخ خیاطی بود . ولی ملت عجب سر کار بودنا !!!
 بیشتر این شایعات از توو تاکسی و اتوبوس و این جور جاها شروع میشه . چون همه میدونن که تا چن دیقیه دیگه  از هم جدا میشن ،هر کی هر چی میخاد میگه دیگه . کی به کیه . این به اون میگه ، اون یکی هم به اون یکی تا میره بالا...
اما دلیل اینکه یه سری چیزا شایعه میشه بین مردم چیه ؟ شاید به خاطر اطلاع رسانی زاقارت و عهد بوقیه رسانه هاس که اطلاعات با پدر مادر تحویل ملت نمیدن . یا اصلا خبر درس حسابی نمیگن یا اگه بگن اغراق از سر تا پاش میباره .به توری که سه سر و شش چشم در میاری !!!
اگه اخبار سالم پخش میشد دیگه یه نفر نمیتونست بیاد هر چی دلش میخواد سر هم کنه به خورد مردم بده . البته خود مردمم مقصر تشیف دارن . اگه یه ذره دنبال اخبار واقعی باشن ، اوون کله ی گرام رو هم کار بندازن دیگه اینقد وضع خراب نمیشه . یه نفر میاد یه چیز میگه ( حالا داره داد میزنه که خالی بندیه ) اوون یکی هم با چنان هیجانی گوش میده که انگار توو کدوم خبر گذاری نشسته . آخه نمیگه بپرسم کی به تو گفته ؟ اصلا منبع این خبرا چیه؟ هیچی . همینجوری نگاش میکنه و کیف میکنه . تازه خوب گوش میده که با یه سری اضافات از خودش به خورد یه نفر دیگ هم بده .
با همین چن تا سوال ساده که خودتونم بهتر میدونین میشه خیلی راحت از گسترش شایعه جلوگیری کرد . ( چقد رسمی شد آخرش ، خودم حالم بهم خورد )
بیشتر اونایی که این کرمو پخش میکنن آدمایی هستن که سواد پایینی دارن ، و چون حوصله ی گوش دادن بحثای واقعی و کارشناسی رو ندارن با همین خبرای مسخره کلی حال میکنن ، دلشونم خوشه که از همه چی خبر دارن.
پس حواستون باشه که شایعه رو با واقعیت اشتباه نگیرین  . مخصوصا توو تاکسیا خیلی باید مواظب بود . منشا اصلی همونجاس لامسب . دیگه خود دانی . سفارش نکنم . توو تاکسی نشستین یاد من بیفتین . امروز نه ، فردا توو تاکسیه شما یه شایعه پخش میشه .حالا ببین کی گفتم .


روز خوش .

این مطلب و یه کم دیر زدم چون نمیدونستم در مورد چی بنویسم . با بحران مواجه شدیم . توو مطلبای قبل داشتم از مسیر اصلی دور میشدم که یکی از بچه های همین جا یه کشیده ی محکم زد توو گوشم ، منم از خواب پا شدم . حالا اگه شما  یه موضوع واسه ی مطلب بعدی بزنین تنگ نظرتون خیلی خوب میشه .

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 1:55  توسط امين مومن پور  |