|
|
|
|
|
چه جوری راضیت کنم ؟! دروووود... من آدمای زیادی رو دیدم که خیلی وضع خوبی دارن ولی بازم راضی نیستن . این ناشکری نیست . این یعنی اینکه این آدم دوس داره بازم پیشرفت کنه . هنوز به اوون چیزی که توو زندگی میخاسته نرسیده . هنوز از زندگی رضایت کامل و بدست نیاورده . شما از زندگی تون راضی هستین ؟یعنی به همه چیز رسیدین ؟ بدرووووود
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 18:15 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
میریم که داشته باشیم ...
خوب این از وضع من . الان خوبم . مثلا این حس خستگی بود . بگذریم . دارم جفنگ میگم . هر چی اینور اونور زدم که یه چیز اینجا بنویسم ، نتونستم . از بچه ها پرسیدم چی بنویسم ، چیزای خوبی گفتن ولی من بلد نبودم . حالا سال بعد این بساط روزه گرفتن میخوره به تابستون . اونوقته که ریق روزه گیرایه حرفه ایی در میاد . روز خوش |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 1:11 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه مردی بیا جلو!!!
اصلا از کلمه ی " ببخشید " سعی کردین استفاده کنین ؟ یه کلمه ی خیلی راحت و بی دردسر که معجزه میکنه . یکی از بدترین چیزا این چاقو لا مسبه . شاید اونی که این چاقو رو داره ، فقط برای اینه که یه کم بقیه رو توو دعوای احتمالی بترسونه . اما مگه دعوا این چیزا میفهمه یعنی چی . چاقو رو فرو میکنه ، و همه ی زندگیش خونی میشه . یه عمرم بیچاره میشه . چرا ؟ چون چاقو همراش بود . الان بچه مچه توو جیبشون چاقو میزارن . چه چاقوهایی . کاغذ و در هوا ذره ذره میکنه . اون موقع ما اینجوری نبودیم که . یه چن تا خر و الاغ میگفتیم ، چن تا هم میزدیم در کون هم ، بعدش میرفتیم پی کارمون . خودکشی در اسرع وقت ::: « اگه مردی بزن » ، « هنوز واسه ی این کارا زودی » ، « جرات نداری بزنی » . اگه شما هم خاصیت ارتعاشی دارین ، باید بگم که هر لحظه ممکنه بکشین یا کشته بشین ، یا بد جور چوب بخورین یا بزنین ( اگه دست بزن دارین ). میخای از طرف سبقت بگیری بهت راه نمیده . تو هم یه جا جلوش وامیستی و مثل عقاب میپری رووشو دعوا میگیری . اما توو این شرایط باید چی کار کرد تا دعوا شکل نگیره . یا چه جوری میشه آدم خودشو کنترل کنه( البته توو دعواهای خونگی ) : نفس عمیق بکشیم : بهترین راه همینه . برین توو یه اتاق و نفس عمیق بکشین و به نفس کشیدن فک کنین . و فک کنین که یه جایه دیگه هستین وتا وقتی که حالتون خوب نشده بیرون نیاین . فکر انتقام رو هم بکلی از کله ی گرام بیرون کنین ( توو دعواها ی خیابونی هم کاربرد داره ) . اگه قرار باشه انتقام بگیرین که چه بهتر همون لحظه یه دعوای حسابی بگیرین .یا میزنی یا میخوری دیگه . روز خوش |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 1:29 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
دروووووووووود چه جوری شروع کنیم ؟ ولش اصلا . دیگه از سینما و این چیزا توو ایران چیزی نمونده . هر روز داره بد تر میشه . دیگه کسی نه سینما میره نه دنبال فیلم میره . بعد یه عده میان فیلم روو پرده رو با کیفیت بهتر از CD اصلش میفروشن ، یه عده دیگه هم که جنایتکار ترن میرن اون CD ها رو میخرن. شاید این چرندیات من شبیه شعار باشه ، ولی شعار نیست . حقیقته . من خودم آخرین باری که رفتم سینما فیلم دوئل و رفتم .اوونم رفتم چون تبلیغاتش داشت پدر ملتو در میاورد . اگه نمیرفتیم نا مردی بود . آره.رفتم و فقط 3 نفر توو سینما بودیم . دروغ دارم نمیگم . سینمایی که وقتی بچه بودم واسه ی یه فیلم ژاپنی یا کره ایی به نام سایه ی شوگان پر شده بود و من به خاطر اینکه قدم کوتاه بود و نمیتونستم فیلم و ببینم همیشه به داداشم میگفتم که بریم. الان توو اوون سینما مگس پر نمیزنه . ولی چون دولتیه بسته نشده و داره همینجوری از سنگر سینما و سینما گری محافظت میکنه . رضا کیانیان توو گرد همایی اخیری که با بقیه اهالیه سینما داشتن چیزه خوبی گفت ::::
همه ی ما اینجوری هستیم . اصلا چه حسابیه نمیدونم . یه جورایی وسوسه میشیم .خودمون که در حد وفور مقصر تشیف داریم . سر چهار راه فیلم میفروشن . تو چرا خام میشی میخری .نخر اقا ، نخر. گناه که نمیشه . روو CD اهنگا هم همین بحث هستا . ولی فک کنم مردم با آهنگ بیشتر را میان . مثلا اگه CD اوریجینال آلبوم جدید منصور ، ابی ... رو بیارن بفروشن دیگه کسی دنبال کپیش نمیره که . معلومه که CD اصلش بهتره . حالا ببینیم با یه سری کارایی که دارن میکنن چی پیش میاد . امید است که از این وضع بهتر بشه .
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 9 شهریور1386ساعت 2:24 توسط امين مومن پور
|
|
||
|
|
|
|
|
تو هم شنیدی که ... درووووود
این مطلب و یه کم دیر زدم چون نمیدونستم در مورد چی بنویسم . با بحران مواجه شدیم . توو مطلبای قبل داشتم از مسیر اصلی دور میشدم که یکی از بچه های همین جا یه کشیده ی محکم زد توو گوشم ، منم از خواب پا شدم . حالا اگه شما یه موضوع واسه ی مطلب بعدی بزنین تنگ نظرتون خیلی خوب میشه . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 1:55 توسط امين مومن پور
|
|
||