تبليغاتX
valahazrat.blogfa.com
a_mm1989@yahoo.com

به دنبال کدامین قصه و افسانه میگردی؟

 

درووووووووووود...

با توجه به استقبال بی سابقه از مطلب قبل !!! دوباره اوومدم. با یه سری چرندیات دیگه .

اصلا نمیدونم باید در مورد چی بنویسم .فقط میخوام اعتراض کنم . شاکیم . از چی ؟ خودمم نمیدونم .میخوام از یه چیز شکایت کنم . آهااا .

از محرم و این بساط تازه وارد شکایت میکنم . شاید یه کم آروم گرفتم . اصلا برام مهم نیست که شما در مورد محرم و امام و اسلام و شیعه چه فکری میکنین ولی من این مطلب و برای حال خودم مینویسم وآماده ی هر گونه توهینات نژادی و مذهبی نیز هستم .

واقعا این چه بساطی . یعنی چی که ملت میرن بیرون عزاداری میکنن .معنیش چیه ؟ واسه ی کی ؟ کی گفته باید اینجوری باشه ؟ چرا تمومش نمیکنن ؟مگه ایناای که میرن عزاداری به قول خودشون مسلمان نیستن . چرا واسه ی بقیه اینجوری عزاداری نمیکنن ؟ باور کن اگه یه نفر تونست بهت جواب درست بده . هیچ کس نمیدونه داره چی کار میکنه . همه دارن دور خودشون میگردن . واقعا اگه یه کم فک کنی میبینی که مردم به چه خواب عمیقی فرو فتن و هیچ امیدی به بیداریشون نیست . همه دلشون و با یه چیز خوش کردن . اصلا به ته قضیه نیگا نمیکنن .

نمیدونن چی میخوان. اصلا فک کردی که چرا باید تو اینجا به دنیا بیای . چرا واقعا . این چه زندگی کثیف و مسخره ای که داریم .نه تفریح داریم نه هیچی . مثل سگ زندگی میکنیم . زندگی سگی به چی میگن فک کردی . اصلا ما داریم زندگی میکنیم . خیلی شرایط بد شده . دارم لبریز میشم ولی نمیتونم .

اعصابم خورده . یه چیزایی میخوام بگم ولی نمیدونم چه جوری بگم .

یه چیز میگیم سرمونو به باد میدیم . شانس نداریم . ولی خیلی مردم گمراه و سرگردان و نادانی داریم .

بدروووووود .

روز خوش .  

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 0:55  توسط امين مومن پور  | 

 

؟؟؟؟؟ مبارک!!!

 

از بس که نیومدم اینجا چیزی بنویسم دیگه هیچ حسی به وبلاگ نویسی ندارم . اولش که اینجا رو واز کرده بودم خیلی شور و شوق داشتم ولی الان دیگه نه . دیگه نه کسی میاد نه کسی میره .

ولی دوباره شروع میکنم شاید بازم حال داد .

زمستون اوومده . از همه مهمتر اینکه سال 2008 شروع شده . خیلی جالبه . 2008 . امروزم روز پنجمشه. یعنی 360 روز دیگه تا سال 2009 مونده . اینا یی که نوشتم خیلی مسخره بود . خودمم میدونم . ولی باید یه جوری بگم قضیه چیه . قضیه خیلی ساده اس . شایدم اصلا جالب نباشه ولی برای من جالبه که چرا ملت این همه کریسمس و به هم تبریک میگن . اینقد که مردم کریسمس و به هم تبریک میگن ، نوروز و به هم تبریک نمیگن . این که 2008 شروع شده خیلی خوبه . منم خوشحالم ولی نه اینکه هر جا میرسیم بگیم کریسمس مبارک !!

اگه طرف مسیحی و ... باشه یه چیزی . یا مسیح یا ( مهدیه دیگه ) .اگه مسیح آره ، پس این یکی چی ؟

آخه کریسمس به منو تو چه ربطی داره . حالا بزار نوروز بیاد ببین مردم چه جوری میرن غصه دار میشن . انگار نه انگار که سال جدید اوومده . اگه کریسمس خوبه نوروز خوب تره . نوروز بهار طبیعته . زمین پوست میندازه . الان که وسط زمستونه .شاید مردم فک میکنن که به هم کریسمس و تبریک بگن خیلی کلاسشون بالا میره . یا احساس میکنن که خارجی شدن !!!

خلاصه که مخالفت خودم و با این غرب زدگی و تبریکای الکی اعلام میکنم . حالا خوب گفتم یا بد همین قد بلد بودم .

.... زمین هم بر مغزو پوست تازگی میتازد امروز . بنگر . بنگر . زمین هم پوست می اندازد امروز .

نوروز اینه .

 

 

روز خوش

بدرووووووووود

تا یه ماه بعد یا بیشتر ، دیگه نمیتونم مطلب بزارم . زنده ام ولی ...
+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 14:52  توسط امين مومن پور  |