تبليغاتX
valahazrat.blogfa.com - چیک چیک ! !

چیک چیک ! !

هر وقت آماده شدی خبرم کن لطفا.... دینگ دینگ(صدای زنگ بود).
خوب،بشینین لطفا تا من بیام... خوب،به این سمت،سر بالا،یه کم راست،چشاتو نبندیا.همینجوری وایستا...آماده ای ؟ دستمو نیگا کن...3- 2 - 1 ... چیک چیک.... خسته نباشی.
قبلنا عکس گرفتن یه جوری انگا مهمونی رفتن بود.فقط بوی عطر و ادکلن توو عکس نمیفتاد.ژستای ثابت و رسمی.دست زیر چونه،شق و رق،بدون لبخند.لباس اتو کشیده ی خیلی رسمی.هر کسی هم نمیتونست این کار و انجام بده.آماده میشدی،عکاس باشی میرفت توو یه اتاقکی یه خورده صدا مدا میداد،بعد یه چیز میزاشت توو دوربین و عکس میگرفت.چقدم مردم از دیدن دوباره خودشون خوشحال میشدن و اوون عکسو سالهای سال نیگه میداشتن.

اما الان عکس و عکاسی مثل خیلی چیزای دیگه عادی شده.دوربین دست همه هست و هر کی بخواد میتونه از ساده ترین تا پیچیده ترین صحنه های دور و برش عکس بندازه.دیگه رفتن به عکاسی و عکس گرفتن اوون شور و حال سابق و نداره.اگه عکسش بد افتاده باشه،خیلی راحت پاکش میکنه .
دیگه عکس گرفتن نیازی به ژست خاص و دست زیر چونه نداره.الان همه دنبال صحنه های ناگهانی و به اصطلاح شکار صحنه ها هستن.اما هم عکاس قدیمی،هم عکاس جدید با عکساشون بهترین ثبت کننده خاطره ها هستن.عکس لذتش از فیلم بیشتره،چون سکوت داره و پر از فکرای جور وا جور پشتشه...عکس تمام فکر و حس آدم و میبره به قدیم اما فیلم هیچ حسی نداره...
نوشتن خاطره ها و عکس گرفتن بهترین خاطره برای سالهای بعده...
تا میتونی عکس بگیرو بنویس...

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 13:28  توسط امين مومن پور  |